قابل توجه معلمان
? انگیزش
بارها دیده شده دانش آموزانی که از لحاظ توانائی و استعداد یادگیری بسیار شبیه به هم هستند در پیشرفت تحصیلی تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. این تفاوت نه تنها در یادگیری دروس آموزشگاهی بلکه در سایر فعالیتهای غیر تحصیلی نیز به چشم می خورد. این جنبه از رفتار آدمی به حوزه انگیزش در روانشناسی مربوط می شود. شناسایی مفهوم انگیزش و آگاهی از انگیزه های مختلف و تاثیر آنها بر فرایند یادگیری دانش آموزان و دانشجویان به معلم کمک می کند تا در طرح و اجرای برنامه های آموزشی خود روشهای بهتری را به کار گیرد.
انگیزش چیست؟
به طور کلی می توان انگیزش را به عنوان نیروی محرک فعالیتهای انسان و عامل جهت دهنده آن تعریف کرد. بنابراین انگیزش عامل فعال ساز رفتار انسان است.
انگیزه چیست؟
انگیزه اصطلاحی است که غالبا با انگیزش مترادف به کار می رود. با این حال می توان انگیزه را دقیق تر از انگیزش، به عنوان حالت مشخصی که سبب ایجاد رفتاری معین می شود، تعریف کرد.
به سخن دیگر انگیزش عامل کلی مولد رفتار به حساب می آید و از لحاظ پرورشی، انگیزش هم هدف است و هم وسیله، در حالیکه انگیزه را علت اختصاصی یک رفتار مشخص می دانند.
درباره تاثیر انگیزش بر یادگیری پژوهشهای زیادی انجام گرفته است که نشان دهنده آن است که انگیزش بر یادگیری تاثیر مثبت و مستقیم دارد، یعنی انگیزش زیاد به یادگیری زیاد و انگیزش کم به یادگیری کم منجر می شود، البته با توجه به رابطه همبستگی بین انگیزش و پیشرفت تحصیلی نمی توان گفت که انگیزش علت و پیشرفت تحصیلی معلول آن است، بلکه باید رابطه موجود را اینگونه تفسیر کرد که هم انگیزش زیاد به پیشرفت زیاد منجر می شود، و هم پیشرفت زیاد در یک درس منجر به افزایش انگیزش یا علاقمندی یاد گیرنده نسبت به آن درس می گردد.
? انگیزش و مشوق
مشوق یک هدف واقعی است که دستیابی به آن انگیزه ای را ارضاء می کند. مشوق برای آدمی می تواند یک پاداش عینی یا پاداش نمادی باشد. برای دانش آموزان نمره خوب و رسیدن به جواب یک مسئله هر دو مشوق به حساب می آیند. در واقع مشوق ها همان تقویت کننده های مثبت هستند (تقویت کننده مثبت: محرک یا عاملی که جاندار برای دستیابی به آن می کوشد.)
مشوق ها یا تقویت کننده های مثبت را به عنوان عوامل ارضاء انگیزه ها، می توان به چند دسته تقسیم کرد:
1. تقویت کننده های نخستین که نیازهای فیزیولوژیکی موجود زنده را ارضاء می کند مانند: آب، غذا، حرارت مناسب...
2. تقویت کننده های شرطی مانند: پول، نمره، مقام، شغل...
3. تقویت کننده های اجتماعی مانند: توجه، محبت، تایید...
4. تقویت کننده های شخصی که به انگیزش درونی معروفند مانند: رضایت خاطر حاصل از یادگیری و کسب دانش. انگیزش درونی با انگیزه های بالا که انگیزش بیرونی نامیده می شوند از این جهت متفاوت است که در انگیزش درونی نیازی به تقویت کننده های مشخص خارجی نیست، بلکه فعالیت یادگیری و نتایج حاصل از آن خود اثر تقویتی دارند. هدف عمده فعالیت های پرورشی معلم این است که دانش آموزان او به تدریج از انگیزه های بیرونی گرفته شوند و تشویق گردند تا یادگیری را به خاطر یادگیری انجام دهند، نه به خاطر کسب مشوق های مادی و ملموس.
? انگیزش و پیشرفت تحصیلی
برای توضیح و توجیه اختلاف بین دانش آموزانی که استعداد یکسان برای یادگیری دارند اما پیشرفت تحصیلی آنها متفاوت است می توان از مفهوم انگیزش استفاده کرد. پژوهشهای انجام شده رابطه بین استعداد تحصیلی و پیشرفت تحصیلی را با ضریب همبستگی50/0r = نشان داده اند. این ضریبی نسبتا پائین است و نشان می دهد که در میان دانش آموزان افرادی یافت می شوند که با استعداد کم پیشرفت چشم گیری دارند و افرادی نیز هستند که با استعداد زیاد پیشرفت نسبتا اندکی نصیب آنها می شود. این موارد استثناء به ایجاد مفاهیم بیش آموزی و کم آموزی منجر شده اند. این اصطلاحات به پیشرفتی بیشتر یا کمتر از آنچه بر اساس هوش یا استعداد تحصیلی افراد پیش بینی می شود اشاره می کنند، و برای توجیه یادگیری های متفاوت دانش آموزانی که هوش مساوی دارند اما در پیشرفت تحصیلی متفاوتند مورد استفاده قرار می گیرند. یکی از عوامل توجیه کننده این مطلب انگیزش است. یاد گیرنده کم آموز کمتر از یاد گیرنده بیش آموز در فعالیت یادگیری می کوشد.
? تاثیر موفقیت و شکست تحصیلی بر انگیزش و
یادگیری
بلوم در مدل یادگیری آموزشگاهی خود شواهدی به دست داده حاکی از اینکه ویژگیهای عاطفی دانش آموزان یعنی علاقه و انگیزش آنها نسبت به درس در جریان یادگیری آموزشگاهی، هم نقش علت را بازی می کند و هم معلول. معنی این سخن آن است که یادگیرندگان علاقمند به یک موضوع، نسبت به یادگیرندگان کم علاقه، موفقیت بیشتری کسب می کنند، و این موفقیت بیشتر سطح علاقه و انگیزش آنها را نسبت به آن موضوع و موضوعهای مشابه آن افزایش می دهد.
به قول بلوم "عاطفه مربوط به یادگیری آموزشگاهی دانش آموز، پیشرفت آموزشگاهی او را تحت تاثیر قرار می دهد و پیشرفت آموزشگاهی او، به نوبه خود، بر عاطفه مربوط به یادگیری آموزشگاهی وی اثر می گذارد."
تجارب یادگیری دانش آموزان در درس های مختلف وقتی به صورت موفقیت ها یا شکست های پی در پی اندوخته می شوند به ایجاد تصوراتی در آنها نسبت به توانائیشان در رابطه با یادگیری موضوعهای مختلف می انجامد، و انگیزش آنها را در رابطه با یادگیری موضوعهای مشابه جدید تحت تاثیر قرار می دهند. اگر یادگیرنده معتقد شده باشد که در گذشته، در یادگیری مطالب مشابه با مطب جدید موفق بوده است، با علاقمندی به مطلب جدید برخورد خواهد کرد. اما اگر به این اعتقاد رسیده باشد که یادگیری مطلب جدید نیز مانند یادگیری مطالب مشابه گذشته منجر به شکست خواهد شد، علاقه ای نسبت به یادگیری آن مطلب از خود نشان نخواهد داد. این عواطف مثبت و منفی ابتدا مشخص و محدود به موضوعهای آموزشگاهی هستند، اما با افزایش تجارب مثبت یا منفی گسترش یافته تا آنجا پیش می روند که تمام درسهای آموزشگاه و به مرور فعالیتهای خارج از آموزشگاه را در بر می گیرند.
با کسب شواهد مستمر موید شایستگی خود، خصوصا در دوران نخستین کودکی و در دوره نهفتگی (6یا 11 سالگی) و نوجوانی، احساس قوی اعتماد و احترام به خود و یک من نیرومند در فرد ایجاد می شود. از آنجا که دوره مدرسه (6 تا 18 سالگی) هر دو مرحله فوق را شامل می شود، بنابراین می توان گفت دوره مدرسه که از سن 6 تا 18 سالگی می باشد و هر دو مرحله فوق را شامل می شود، شواهد مستمر توفیق و شکست در مدرسه ظاهرا بر سلامت روانی فرد تاثیرات اساسی دارند. اگر محیط مدرسه برای دانش آموز شواهدی که حاکی از شایستگی و لیاقت وی در کار مدرسه باشد، طی چندین سال خصوصا سالهای نخست تحصیلی، فراهم بیاورد و این تجارب موفقیت آمیز در چهار پنج سال بعد نیز تکرار شوند، به اعتقاد ما برای مدت نامحدودی در فرد نوعی مصونیت در برابر بیماریهای روانی ایجاد می شود. چنین فردی قادر خواهد بود تا بدون تحمل رنج و عذاب، بر بحران ها و فشارهای شدید زندگی غلبه کند. احساس او از شایستگی خود و مهارتهای شخصی و فنی اش وی را قادر خواهد کرد تا در مقابله با موقعیتهای بحرانی زندگی روشهای واقع بینانه ای به کار برد. از سوی دیگر می توان انتظار داشت که دو سوم دانش آموزان ثلث پائین کلاس (حدود 20 درصد) پس از تجربه شکست و احساس عدم شایستگی، طی چندین سال متوالی تحصیل، علایمی از پریشانی و بیگانگی از دنیای مدرسه و بزرگسالان بروز خواهند داد.
بنابراین معلم برای افزایش سطح علاقه و انگیزش دانش آموزان خود نسبت به یادگیری موضوعهای درسی، باید سعی کند شرایط یادگیری آموزشگاهی را بهبود بخشد و کیفیت روش آموزشی خود را افزایش دهد تا از این طریق دانش آموزان به موفقیت دست یابند و نسبت به توانائی خود در امر یادگیری اعتماد به نفس کسب کنند.
منبع: روانشناسی پرورشی دکتر علی اکبر سیف
? یادگیری الکترونیکی؛ E-Learning
همانگونه که فناوری اطلاعات و ارتباطات دربسیاری ازفرایندهای کاری روزمره همانند بانکداری الکترونیکی، تجارت الکترونیکی،پست الکترونیکی، دولت الکترونیکی و ... مورد استفاده قرارمیگیرد، حوزه یادگیری الکترونیکی یا E-Learning از این نوع فناوری بهره برده است. حذف محدودیتهای مکان،زمان و سن یادگیرنده که روزگاری دسترس ناپذیربه نظرمی رسیدند، امروز دیگر محدودیتهای بزرگی به نظرنمیرسند. ازطرفی باید توجه داشت که به وجود آمدن نیازهای گسترده و جدید درمیان جوامع با ادامه استفاده ازروشهای سنتی نظام آموزشی قابل تامین نیست. یادگیری مبتنی بررایانه، یادگیری مبتنی برفناوری اطلاعاتی، کلاس مجازی، کتابخانه های مجازی و ... راه را برای پیدایی شیوه های نوین آموزش، هموار ساخته اند. به لحاظ لغوی، به مجموعه فعالیتهای آموزشی که با استفاده ازابزارهای الکترونیکی اعم ازصوتی، تصویری، رایانه های شبکه ای، مجازی صورت بگیرد یادگیری الکترونیکی گفته میشود. یادگیری الکترونیکی، نظامی مبتنی برفناوری اطلاعاتی و ارتباطی (همانند سخت افزار، نرم افزار و شبکه های رایانه ای) به منظورایجاد، نگهداری، توسعه و دردسترس قراردادن مواد مطالعاتی-آموزشی برای دانشجویان میباشد که فعالیتهای مطالعاتی-آموزشی را هدایت میکند و ارزیابی دانشجویان را بدون نیاز به وجود محلی برای یادگیرندگان و معلمان امکان پذیرمیکند.مدلهای یادگیری درمحیطهای الکترونیکی وب گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، باعث تغییر چگونه، چه، چه کسی، کجا، چه وقت و چرایی یادگیری ها شده است. اختراع رایانه و اینترنت، نه تنها سرعت انتقال دانش را بالا برد، بلکه روش انتقال دانش را نیز ازفردی به فرد دیگر تغییرداد. پیش بینی اینکه، فناوری چگونه طی 5 تا 50 سال آینده یادگیری را تحث تاثیر قرارخواهد داد، دشوار میباشد.
اینترنت، اینترانت و کلیه روشهای ارتباطی بی سیم، باعث ازمیان برداشته شدن موانع زمانی و مکانی شده است. اینترنت به عنوان یک وسیله ارتباطی سبب شده تا یادگیرنده بتواند با معلمان خود درارتباط باشد.
اغلب مدلهای یادگیری که درکلاس سنتی یا درخانه هستند درچهار مرحله آمده اند:
۱- تلفن، ویدئو کنفرانس؛ تالارهای گفتمان شبکه ای
۲- تبادل پست الکترونیکی مکانهای مشابه
۳- تدریس درکلاس، گروههای بحث، تدریس خصوصی درخانه
۴- تابلوهای اعلانات، گردهمایی ها
که مدلهای اول و چهارم به صورت همزمان و مدلهای دوم و سوم به صورت ناهمزمان انجام میشوند .
? نقش معلم در آموزش مبتنی بر کامپیوتر
يكي از مهم ترين فاكتورهاي موفقيت محسوب مي شود. تا جائي كه بسياري از آموزشگاه ها حاضرند مبالغ كلاني بپردازند تا نام يك معلم معروف را در فهرست مدرسانشان داشته باشند، و البته ساختار معلم مدار آموزش سنتي نيز همين را مي طلبد. در سيستم آموزشي كه بار اصلي آموزش تقريبا بر عهده يك مولفه است ، طبيعي است كه هر تغيري در آن مولفه، تغير در كل كيفيت آموزش را به همراه دارد. باور عمومي اين است كه با روي آوردن به ابزارهاي جديد آموزشي و مشخصا آموزش مبتني بر كامپيوتر( نرم افزار هاي آموزشي ، آموزش آنلاين ، . . . ) ، نقش مدرس كمرنگ خواهد شد. البته اين باوري است كاملا منطقي و پذيرفتني. اما ميزان اين كمرنگ شدن مهم است. برخي ( عموما توليد كنندگان آموزش هاي مبتني بر كامپيوتر ) مي پندارند در توليد يك نرم افزار آموزشي احتياجي به معلم نيست و مثلا به كمك يك كتاب يا با دانسته هاي خودشان مي توانند يك نرم افزار آموزشي موفق توليد كنند. گروهي نيز بر اين باورند كه با ورود كامپيوتر و تكنولوژي آموزشي، معلمان كم كم بايد از صحنه كنار بروند. نتيجه اين مي شود كه هزاران نرم افزار آموزشي به بازار مي آيد كه از ميان آنها به تعداد انگشتان هم نمي توان نرم افزار مفيد يافت. اكثر اين نرم افزار ها محصول يك تيم جوان است كه عموما مقداري برنامه نويسي بلدند و با چند رسانه اي هم آشنائي دارند. كامپيوتر و تكنولوژي زماني در آموزش مفيد است كه بعنوان يك ابزار در دست معلمي كار كشته به كار گرفته شود. اين كه ما مي توانيم در آموزش هاي كامپيوتري فيلم نمايش دهيم، صدا پخش كنيم و از تعامل استفاده كنيم، دليل نمي شود كه بتوانيم آموزش موفقي هم توليد كنيم. براي آموزش دادن هر مبحث، حتي احاطه به آن مبحث نيز كافي نيست. چه بسا متخصصيني كه يك نرم افزار را به طور كامل مي شناسند و بهترين استفاده را از آن مي كنند ، ولي اگر بخواهند كاربرد آن را به كسي آموزش دهند، هيچ موفقيتي به دست نمي آورند.
آموزش ( محتواي آن هرچه باشد ) جداي از احاطه به مبحث ، احتياج به چيزي دارد كه «شم معلمي » ناميده می شود . شم معلمي يا شم تدريس است كه باعث مي شود يك معلم بداند در كجاي درس تاكيد كند، كي بلند صحبت كند، چه زماني سكوت كند و خلاصه به چه شكل عمل كند تا به اهداف آموزش برسد. همانطور كه در تدريس به روش سنتي، شم معلمي باعث موفقيت مي شود، در آموزش هاي نوين نيز تاثير بسياري دارد. با اين تفاوت كه در اينجا معلم بايد چندين مهارت ديگر نيز داشته باشد. علاوه بر احاصه به مبحث تدريس، معلم بايد با كامپيوتر و امكاناتي كه در اختيار دارد، آشنائي كامل داشته باشد. در اختيار داشتن فيلم و انيميشن آموزشي، ايجاد تعامل با كاربر، امكان تنظيم تدريس با نياز هاي كاربر، توان محاسباتي بالاي كامپيوتر و امكان ارائه بازخورد آني و همه آنچه ما بعنوان برتري هاي تدريس مبتني بر كامپيوتربيان مي كنيم ، همه اينها امكاناتي هستند كه اگر مدرس با آنها آشنا نباشد، نمي تواند آموزش موفقي داشته باشد. همين مسئله يكي از نقطه ضعف هاي مهم اكثر نرم افزارهاي آموزشي است. اكثر معلمين زبده، با كامپيوتر آشنائي چنداني ندارند و نمي دانند كامپيوتر چه امكاناتي براي تدريس در اختيارشان قرار مي دهد. كساني هم كه با كامپيوتر آشنائي دارند، معمولا مدرس خوبي نيستند. افرادي كه هر دو مهارت را داشته باشند، كيميا هستند. ولي به هر حال اين باعث نمي شود كه در توليد آموزش ،نقش آنها را به كس ديگري بدهيم. شايد بهترين كاري كه دستگاه آموزشي و مسئولين اين امر( دفتر تكنولوژي آموزشي ، سازمان پژوهش وزارت آموزش و پرورش يا .... ) مي توانند انجام دهند، آموزش معلمان و مسلح كردن آنها به ابزارهاي جديد است. در ادامه مي توانند از اين معلمان آموزش ديده براي توليد يا حد اقل نظارت بر نرم افزار هاي توليد شده كمك بگيرند .
? منابع کارشناسی ارشد
مدیریت آموزشی:
1. اصول مدیریت آموزشی تالیف دکتر علی علاقه بند
2. مدیریت عمومی: دکتر علاقه بند
3. مدیریت رفتار سازمانی: دکتر علاقه بند
4. اصول و مبانی نظری مدیریت اموزشی: دکتر علاقه بند
5. فرایند خود گردانی در مدارس: دکتر علاقه بند
6. کلیات مدیریت آموزشی: دکتر عباس زاده
نظارت و راهنمائی آموزشی:
1. نظارت و راهنمائی اموزشی: دکتر بهرنگی
2. نظارت و راهنمائی آموزشی: دکتر نیکنامی
3. نظارت و راهنمائی آموزشی: دکتر میرکمالی
روشها و فنون تدریس:
1. روشها و فنون تدریس: دکتر امان الله صفوی
2. مهارتهای پرورشی: دکتر شعبانی (2جلد)
3. الگوهای تدریس: دکتر بهرنگی
روانشناسی تربیتی:
1. روانشناسی تربیتی (یادگیری): دکتر سیف
2. روانشناسی تربیتی: دکتر پروین کدیور
زبان تخصصی:
1. متون مرتبط با علوم تربیتی و روانشناسی
2. کتابهای متون تخصصی برنامه ریزی آموزشی و
مدیریت آموزشی: دکتر نیره سینائی و دکتر منصور کوشا
3. لغات آخر کتابهای علوم تربیتی
سنجش و اندازه گیری:
1. سنجش و اندازه گیری: دکتر علی اکبر سیف
تکنولوژی آموزشی:
1. تکنولوژی آموزشی: دکتر احدیان
2. تکنولوژی آموزشی ( مبانی نظری): دکتر هاشم فردانش
3. تکنولوژی آموزشی دکتر خدیجه علی آبادی
4. رسانه های آموزشی: دکتر تیموری
فلسفه آموزش و پرورش:
1. فلسفه آموزش و پرورش: دکتر نقیب زاده
2. فلسفه آموزش و پرورش: ترجمه دکتر فریدون بازرگان
3. اصول و فلسفه آموزش و پرورش: دکتر شریعتمداری
4. اصول تعلیم و تربیت: دکتر شریعتمداری
5. اصول تعلیم و تربیت: دکتر غلام حسین شکوهی
6. فلسفه آموزش و پرورش: دکتر عیسی ابراهیم زاده
آمار و روش تحقیق:
1. روش تحقیق: دکتر علی دلاور
2. روش تحقیق در علوم رفتاری: دکتر عباس بازرگان / سرمد / حجازی
3. روش علمی در علوم رفتاری: دکتر هومن
4. روش تحقیق در علوم انسانی: دکتر نادری و سیف نراقی
5. آمار استنباطی و توصیفی: دکتر کیامنش (ترجمه کتاب شیولسون)
6. آمار استنباطی: دکتر علی دلاور
? از دانشگاه مجازي تا تجارت مجازی
فناوری های نوین به ویژه فناوری اطلاعات، نظام های آموزشی و دانشگاهی جهان را متوحل میکند :
دانشگاه های مجازی که اکنون به انقلابی بیش از یک عبارت تبدیل شده اند و به نظر می رسد در سالهای نه چندان دور جای خود را در چارچوب فکری متقاضیان ورود به دانشگاه ها باز کنند .
به آرامی اما با آینده ای که مطمئنا روشن خواهد بود، فرآیند شکل گیری دانشگاه های مجازی جای خود را در میان دانشجویان باز می کند. کلاسهای درس با شرکت دانشجویان در حالی برگزار می شود که ارتباط میان دانشجویان و اساتید از طریق کانالهای ارتباطاتی همچون اینترنت، ایمیل و سی دی ها صورت میگیرد .
البته بدیهی است که گسترش چنین سیستم های نوین آموزشی به جهت وابستگی کامل به رشد فناوری های نوین ارتباطاتی، عمدتا در کشورهای توسعه یافته تحقق یابد اما طی سالهای اخیر در کشورهای در حال توسعه نیز حرکتهای جدیدی شکل گرفته است .
طی سالهای اخیر دانشگاهی همچون دانشگاه استنفورد اقدام به برگزاری دوره های مجازی مهندسی در رشته های گوناگون کرده است . دانشگاه آکسفورد نیز رشته هایی نظیرعلوم رایانه و تحقیقات تاریخی را به صورت اینترنتی در اختیار دانشجویان علاقمند قرار داده است. از دانشگاه هاروارد نیز خبرهای جالبی به گوش می رسد. این دانشگاه طی سال های اخیر رشته اینترنتی «علوم رایانه» را راه اندازی کرده تا از قافله دانشگاه های مجازی عقب نمانده باشد. در دانشگاه دوک نیز دانشجویان رشته بازرگانی می توانند با استفاده از آموزش های اینترنتی و ترکیب آن با جلسات زنده درسی، فضای کامل یک دانشگاه مجازی را تجربه کنند.
به نظر می رسد فناوری در دانشگاه ها و کالج های سراسر جهان در سطوح مختلفی به کار گرفته می شوند. در این میان آمارگیری و نظرسنجی های انجام شده گویای آن است که دسترسی بهتر به رشته های دانشگاهی از طریق فناوری های نوین، تمایل نوپایی از سوی اساتید و دانشجویان است که روز به روز تکامل یافته تر میشود .
حامیان گسترش دانشگاه ها و آموزش مجازی بر این نکته اشاره دارند که دانشجویان دیگر نباید با محدودیت هایی نظیر جغرافیای زندگی مواجه باشند. به عقیده آنها دانشگاه ها و کالج های مجازی سراسر جهان می توانند رشته های مختلف دانشگاهی را بدون استفاده از آجرچینی و احداث پرهزینه ساختمانهای دانشگاهی گسترش دهند!
دراین میان بحث مهمی همچون «مزایا و چالش» های چنین سیستم هایی به میان می آید. به نظر می آید که در کنار مزایای این نوع دانشگاه ها، مخالفت هایی نیز شکل گرفته باشد. برای مثال در کشوری همچون آمریکا بیشتر دانشگاه های معتبر نظیر آکسفورد و هاروارد به نوعی نیز از ارایه کامل رشته های مجازی دانشگاهی طفره می روند و آن را این گونه توجیه می کنند: تجربه حضور در محیط دانشگاهی و خارج ساختن متقاضی ورود به دانشگاه از حال و هوای دبیرستان از اهمیت بالایی برخوردار است. دراین میان دانشگاه های مجازی حرف های قابل شنیدنی دارند همچون: دانشجویان ما یادگیرندگان بالغی هستند که نمی خواهند محیط دانشگاهی را تجربه کنند .
آموزشهای مجازی با چالش در حال شکل گیری دیگری نیز مواجه است. منتقدان این نوع سیستم های آموزشی معتقدند، نبود استانداردهای کافی برای فعالیت دانشگاه های مجازی و خط مشی مبهم مربوط به حقوق قانونی ارایه رشته های دانشگاهی و تدریس آنها از سوی اساتید و در ادامه انبوهی از نمرات ارایه شده به دانشجویان در اینترنت می تواند جای نگرانی هایی جدی تلقی شود . عقیده کلی بر این است که بدون اعمال استانداردهای قطعی و قوانین سخت، این نگرانی شکل می گیرد که دانشگاه ها به سیستم آموزشی خودکاری تبدیل شوند که مدارک دانشگاهی دیجیتالی را به نام و ارزش آموزش واقعی تحویل دانشجویان خود دهند، درحالی که آموزش عالی به کالایی نرم افزاری برای استفاده های تجاری تبدیل شده باشد.
? نقش فناوري اطلاعاتي و ارتباطي در يادگيري
فناوری اطلاعات و ارتباطات درمدت زمان کوتاهی که ازپیدایش آن میگذرد توانسته است تغییرات فراوانی را درنحوه زندگی بشر به وجود آورد. یکی اززمینه هایی که سهم عمده ای ازاین تغییرات را به خود اختصاص داده است، یادگیری است.نقش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی درچرخه یادگیری بسیاراهمیت دارد.دریادگیری به شیوه سنتی، فرد مجبور که به طورمداوم بخواند و بنویسد و ارتباط تقریبا یک طرفه بود. اما با کارگیری فناوری اطلاعاتی و ارتباطی دریادگیری، فرد علاوه براین مهارتهای پایه نیازمند داشتن مهارت دراستفاده ازفناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی میباشد. یادگیری های مبتنی برفناوریهای نوین اطلاعاتی، با ایجاد تغییرات بنیادین درمفاهیم آموزش سنتی، توانسته است بسیاری ازناکارآمدیهای نظامهای آموزشی را رفع کرده و دگرگونی های اساسی را درآموزش به وجود آورد. با استفاده ازدنیای مجازی دریادگیری، میتوان به روشهای نوین و کارامدی ازیادگیری دست یافت. علت کاربرد فناوری اطلاعاتی و ارتباطی دریادگیری، آموزش بهتر و سریعتر میباشد.کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات درآموزش، نوع جدیدی ازیادگیری را به وجود آورد، به طوریکه یادگیری تنها به صورت حضوری انجام نمیشود. زیاد ضرورتی ندارد که یادگیری حضوری و رودررو باشد و انتظارمیرود که یادگیری درمحیطهایی غیرازکلاس، امکان پذیرباشد، به نحوی که بتوان اطلاعات را به راحتی با سایریادگیرندگان به اشتراک گذاشت که این تحول سبب تغییر نقش معلم و نیز نقش کتابخانه ها شده است.
? ضرورت کاربرد تکنولوژي آموزشي :
تکنولوژی در هر دوره از زندگی بشر بسته به امکانات و توسعه خود آموزش را تحت تاثیر قرار می دهد . به بیان کلی تر گسترش و توسعه تکنولوژی همه ابعاد اقتصاد ، فرهنگ ، آموزش و ... را پوشش می دهد ، اما برخی جوامع میخواهند با توسعه تکنولوژی به همراه جوامع پیشرفته تر حرکت کنند ، به همین دلیل فقط همین بُعد وارد کردن ابزارها و تجهیزات را مورد توجه قرار می دهند و تاثیر ورود آنها بر زمینه های دیگر را نادیده می گیرند و تلاشی برای همسو کردن این امور نمی کنند ، در واقع متخصص کارآمد تکنولوژی آموزشی برای همسو کردن دو متغیر تکنولوژی و آموزش ( که حیطه وسیعی از زندگی را در بر دارد ) پا به عرصه جهانی گذارده ، تا بتواند پیش نیازها و بسترهای ورود هر نوع تکنولوژی جدیدی را در آموزش فراهم کند . تکنولوژی آموزشی خود نیز در این تغییر و تحولات گرایشات نوینی نسبت به قبل پیدا کرده است ، که به طور مختصر به بعضی از آنها اشاره می شود :
þ گسترش کامپیوترها در سطح مدارس و موسسات آموزشی
þ دست یابی همگانی مدارس به منابع تلویزیونی
þ افزایش جانبداری سیاستگذاران از بهره گیری تکنولوژی آموزشی
þ افزایش تکنولوژی آموزشی در خانه و محیط اجتماعی
þ توسعه شیوه های نوین در ارائه کاربرد تکنولوژی آموزشی
þ لزوم سواد تکنولوژی آموزشی برای معلمان
þ تکنولوژی آموزشی محل عمده برای حرکت به سمت اصلاحات آموزشی
تکنولوژی آموزشی در هر دوره از زندگی بشر بسته به امکانات و توسعه خود ، آموزش را تحت تاثیر قرار می دهد . اگر تکنولوژی و آموزش را دو متغییر فرض کنیم با هم دارای همبستگی مثبت هستند ؛ یعنی اگر تکنولوژی توسعه یافت این توسعه باید در آموزش هم دیده شود.
تفاوتهای تکنولوژی آموزشی با تکنولوژِی ارتباطات :
تکنولوژی آموزشی اغلب با تکنولوژی ارتباطات اشتباه می شود :
IT یا همان تکنولوژی ارتباطات فرآیند یکپارچه و پیچیده ای است که به افراد عقاید تدابیر ، دستورالعملها و سازماندهی برای تحلیل مسائل و ابداع به کارگیری ارزشیابی مدیریت راه حل های آن مسائل می پردازد . در IT راه حل مسائل از شکل عناصر و اجزاء سیستم آموزشی اتخاذ می شود که در طراحی ، انتخاب و کاربرد پیش ساخت شده و برای تکمیل سیستم آموزشی تلفیق شده اند .
در ET یا همان تکنولوژی آموزشی توسعه و مدیریت عملکردها حساب شده تر هستند چرا که آنها در منابع یادگیری بیشتر به کار می روند نسبت به وقتی که فقط عناصر سیستم آموزشی مدنظر هستند . « انجمن تکنولوژی و ارتباطات آموزشی » تکنولوژی آموزشی را این چنین تعریف می کند : « به کارگیری دانش علمی برای تکالیف علم و فرایند تدریس و تعلیم » .
در سال 1977 انجمن مورد نظر تعریف زیر را در مورد تکنولوژی آموزشی ارائه نمود : « تکنولوژی آموزشی فرآیندی است پیچیده که به افراد ، خط مشی ها ، آراء تدبیر و سازمان ها برای حل مسائل و ابداع ، به کارگیری ، ارزشیابی و مدیریت راه حل این مسائل در همه جنبه های یادگیری انسان می پردازد » .
جدیدترین تعریف این انجمن از تکنولوژی آموزشی در سال 1994 ارائه شده است و بیان می دارد که: «تکنولوژی آموزشی رویکرد طراحی ، تولید ، کاربرد ، مدیریت و ارزشیابی فرآیندها و منابع یادگیری است».
تعریف تکولوژی آموزشی
توجه عمیق به تعریف یاد شده فوق خواننده را به چند نتیجه گیری اساسی هدایت می کند، اینها عبارتند از:
1. اولین نتیجه گیری که از قسمت اولیه تعریف بدست می آید آن است که تکنولوژی آموزشی به کاربرد صرف ابزار و وسایل آموزشی خلاصه نمی شود بلکه دامنه ای وسیعتر از کاربرد ابزار و وسایل آموزشی را داراست و کاربرد مواد و وسایل آموزشی به عنوان قسمتی از آن محسوب می شود.
2. نظر به اینکه تکنولوژی آموزشی نوعی راه یا روش سیستماتیک به حساب می آید، بنابر این مانند هر پدیده سیستماتیک از مجموعه قسمتهای مختلف تشکیل دهنده خود بیشتر است زیر کنش و واکنش و یا تعامل میان اجزا تشکیل دهنده آن منتج به آثار و تاثیرات و نتایجی می شود که از حاصل جمع عناصر تشکیل دهنده آن بیشتر است.
3. تکنولوژی آموزشی راه یا روشی است جهت طراحی، اجرا و ارزیابی کل فرایند تدریس و یادگیری. به عبارت دیگر ما می توانیم با استفاده از آن قبل از اجرای تدریس طراحی کرده و برای یادگیری فراگیران خود نیز طرح از پیش تدوین شده داشته باشیم. سپس بر اساس طرح تهیه شده تدریس را اجرا کرده و از طریق آن یادگیری طراحی و پیش ینی شده را در فراگیران خود به وجود آوریم و سرانجام از تدریس به عمل آمده و یادگیری ایجاد شده ارزیابی لازمه را به عمل آوریم.
4. تکنولوژی آموزشی به منظور طراحی، اجرا و ارزیابی کل فرایند تدریس و یادگیری از یافته های علومی چون روانشناسی و علم ارتباط انسانی بهره می گیرد. چگونگی این بهره گیری در مباحث آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت.
5. تکنولوژی آموزشی ترکیب مناسبی از منابع انسانی و غیر انسانی را به خدمت می گیرد به عبارت دیگر بر خلاف کاربرد صرف مواد و وسایل آموزشی و یا آموزش دیداری و شنیداری که در آنها کاربرد صرف وسایل و ابزار مادی مطرح است، در تکنولوژی آموزشی از منابع انسانی مناسب استفاده منطقی به عمل می آید.
6. همانگونه که در پایان تعریف مطرح است استفاده از تکنولوژی آموزشی در کنار مزایای بیشماری که داراست، می تواند به ایجاد نوعی یادگیری منجر شود که عبارتند از عمیق بودن، موثر بودن و پایدار بودن یادگیری.
تاریخچه تکنولوژی آموزشی در ایران
افراد مختلف درباره تکنولوژی آموزشی و معنی آن دارای نظرهای گوناگون می باشند. بعضی آن را ابزار، گروهی کاربرد ابزار در آموزش و عده ای آن را کاربرد مواد می دانند. دلیل گوناگونی تصورات ذهنی از تکنولوژی اموزشی نحوه وارد شدن این رشته به سیستم آموزشی کشور است. گرچه ممکن است کشورهای مختلف الزاما از این مراحل گذر نکرده باشند ولی بیشتر کشورها با این مراحل روبرو بوده اند. این مراحل عبارتند از:
c مرحله اول :
در کشور ما از سال 1306(ه.ش) به بعد بعضی از مدارس اقذام به ایجاد آزمایشگاههای فیزیک، شیمی و علوم زیستی کردند، اما عواملی چون نداشتن متخصص، کمبود ابزار و مواد مورد نیاز و عدم اعتقاد به کاربرد این ابزار و روش ازآن جمله اند. به عبارت دیگر، در ایران نیز ابتدا ابزار سمعی و بصری بدون توجه به نیازها خریداری و در مراکزی نگهداری می شد. فیلم ها و مواد مورد نیاز بدون توجه به فرهنگ و زبان مردم و عدم امکان ترجمه همه آنها از خارج خریداری و در اختیار مدارس و دانشگاهها قرار می گرفت. هنوز هم در پاره ای از مدارس شاهد قفسه های خاک گرفته پر از ابزار هستیم که هیچگونه استفاده معقولی از انها به عمل نمی آید. در این مرحله صرفا ابزار مورد توجه است.
c مرحله دوم :
در سال 1341 اداره ای به نام اداره آموزش فعالیتهای سمعی و بصری در وزارت فرهنگ تشکیل گردید که بعدا به نام دفتر اموزش سمعی و بصری فعالیتهای خود را ادامه داد. توجه به فیلم به عنوان یک رسانه آموزشی در سطح جهانی سبس گردید که این اداره اقدام به تشکیل جشنواره های بین المللی فیلم های آموزشی کند. فیلمهایی که در این جشنواره ها کاندید جایزه می شدند خریداری شده و در ارشیو هایی که در مراکز استانها بوجود آمدند (1343) نگهداری می شدند. این جشنواره ها هنوز هم ادامه دارد و در جشنواره ای که در مهر ماه سال 1367 در تهران تشکیل شد تکنولوژی آموزشی به عنوان یکی از موضوعها مورد توجه قرار داده شد. تلویزیون آموزشی در سال 1343 زیر نظر وزارت آموزش و پرورش تاسیس شد و کار خود را بعد از دو سال با پخش برنامه های درسی در زمینه فیزیک، شیمی و . . . . شروع کرد. هدف از پخش برنامه ها جبران کمبود معلمهای متخصص و جبران کمبود آزمایشگاهها بود، اما به علت عدم تطابق وقت آن با برنامه دبیران و مدارس پخش آن متوقف شد. در سال 1352 تهیه برنامه های آموزشی به سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران واگذار شد و برنامه های آموزشی با پخش دروس راهنمایی در سال 1353 مجددا شروع به فعالیت کرد. همزمان با آن حدود سه هزار دستگاه تلویزیون بین مدارس شهرهای بزرگ کشور توزیع شد، اما به دلیل عدم برنامه ریزی صحیح و عدم انتشارات اطلاعات درست مربوط به زمان پخش منجر به شکست گردید. در این دوره مواد آموزشی بدون توجه به معلم و شاگرد جهت مدارس تولید می شوند.
c مرحله سوم :
در سال 1353 دوره فوق لیسانس تکنولوژی آموزشی تاسیس شد. گرچه قبل از این سال در دروس دوره لیسانس تربیت معلم و علوم تربیتی دروسی با عنوان های مقدمات تکنولوژی آموزشی، تولید و کاربرد مواد آموزشی، یا نقش وسایل ارتباط جمعی در آموزش و پرورش گنجانده شده بود ولی مسئولین هیچوقت به طور جدی با این رشته برخورد نکرده بودند. هدف از تاسیس دوره فوق لیسانس تهیه کادر متخصص برای سرپرستی مراکز یادگیری در بیست منطقه از استانهای کشور بود.
c مرحله چهارم :
نمونه مرحله چهارم تکنولوژی آموزشی در ایران ایجاد دانشگاه آزاد ایران است. این دانشگاه با استفاده از روش چند رسانه ای هدفش آموزش بر اساس نیازهای فردی و تربیت افراد متخصص مورد نیاز جامعه بود. دانشجویان این دانشگاه بدون دور شدن از محلزندگی خود در آموزش و یادگیری شرکت می کردند. تصمیم بر این بود که این نظام آموزشی از امکانات رادیو و تلویزیون آموزشی در رساندن پیام به یادگیرندگان استفاده کند. در این مرحله مواد آموزشی نوشتاری، دیداری-شنیداری، شنیداری به مطالعه جامعه ای که فرد در آن رشد کرده است و با توجه به نیازهای جامعه تهیه می شود. یعنی هم به فردیت شخص و نیازهای او توجه می شود و هم به نیازهای جامعه. آموزش افراد با توجه به نیازهای آنها در رابطه با جامعه خاص خود آنها مطرح می شود و مواد آموزشی با توجه به نیازهای جامعه و با مطالعه جامعه ای که فرد در آن رشد کرده است ساخته می شود.
c مرحله پنجم :
مفهوم تکنولوژی آموزشی هماهنگ کردن فعالیتهای همه سازمانهای اجرائی و آموزشی بخش دولتی و خصوصی برای انجام فعالیتهای آموزشی است. فعالیتهایی که سازمانها را به هدف رشد و توسعه خود نزدیک می کند.
در اکثرکشورهای جهان سوم برنامه ها بیشتر به صورت مقطعی اجرا می گردد و اجرای برنامه های طولانی مدت با اهداف دقیق و منسجم، به ندرت جامعه عمل به خود می پوشند. هر کدام از برنامه ها خوب پیشنهادی با عوض شدن یک وزیر یا یک مدیر کل به بوته فراموشی سپرده می شوند. به نظر می رسد که تکنولوژی آموزشی در ایران دستخوش همین دگرگویها است.
c اکنون ما در چه مرحله ای هستیم ؟
اختلاف سطح مفهوم تکنولوژی آموزشی بین دست اندرکاران زیاد است. هنوز هم بعضی اعتقاد به برنامه ریزی صحیح و طولانی مدت برای همگانی کردن آموزش ندارد. ولی هر چه باشد تکنولوژی آموزشی همیشه هدفهای اصلی خود را که همگانی کردن آموزش و بالابردن کیفیت آن و سطح یادگیری است، دنبال می کند. از آنجا که اگر تکنولوژی آموزشی را با مفهومی که از آن در مرحله سوم وجود دارد شروع کنیم و متخصصین را برای این دوره تربیت کنیم بعدا در خواهیم بود آنها را برای مراحل چهارم و پنجم نیز به کار گیریم.